٢٩ بهمن ۱۳۸۳
سنجش دو فرهنگ

به خشنودی اهورامزدا

 

ایران کشوری است یگانه با تاریخی بینظیر و شکوه مند که عظمت ان در کفه ترازو از غنای فرهنگی تمام جهان سنگین تر است. ایران سرزمین مردم ازاده و پاک اندیش اریاست، اینجا خاک اهورایی است که کالبد زرتشت و کوروش را در خود دارد کشور من جایگاه فرهنگ روی زمین است من به خاک وطنم عشق میورزم (خاک ایران طوطیا چشم من).

هم وطنان ما بعنوان ملتی غیر سامی که دارای ضمینه های فکری و فرهنگی والایی بوده و هستیم همواره در طول تاریخ بوسیله سامی ها که بوسیله پست اندیشیشان در مقابل ما احساس حقارت میکردند مورد اسیب قرار گرفته ایم نمونه بارز ان هم امروز رنجهایی است که هموطنان کرد ما در عراق ، ترکیه وسوریه میکشند. تفکر سامی ندای ایرانی را در افغانستان و پاکستان  با چماق وهابیت و سرب داغ القاعده پاسخ میدهد، همین روند در مورد مردمان قفقاز و اسیایی میانه نیز بوسیله روسیه دیر زمانی است که اعمال میشود همواره جواب فرهنگ گل و بلبل را با باتوم میدهند و...

ایران بزرگ سرزمینی است که از ارال تا خلیج پارس واز پامیر تا کردستان بزرگ امتداد دارد. در مقابل اقوام سامی هم از شمال افریقا تا شبه جزیره عربستان و غرب خاور میانه تا فرات پراکنده اند همان گونه که ما ملت اریانی علارقم پراکندگی جغرافیایی وسیاسی دارای وابستگی های قلبی و مشترکات فکری و فرهنگی ودینی و... بسیاری هستیم بلطبع سامی ها هم اعم از یهودی ، عرب، کلدانی،اشوری،مصری، سیت و (البته جدیدا" پانترکیسم ها) دارای ریبشه ها ، تفکرات و مشترکات بسیاری هستند.

ان چیزی که برای من جالب است این ما تیره های اریانی هیچ گاه در تاریخ دست به نسل کشی و حذف هم نزده ایم بلکه دست در دست هم بنیان چنان فرهنگی را در دنیا گذاشتیم که تا امروز افراد بشر وام دار ان هستند. اما در سوی مقابل تاریخ سامیان مملو از جنگ و کشتار نسل کشی است. اشوری ریشه عیلامی را میزند و بابلی ریشه یهودی را عرب مصری را از هستی ساقط میکند و... امروز هم که مانند سگ و گرگ همدیگر را در ارض موعودشان پاره پاره میکنند!!! اریا مهر کوروش فرمان روای چهار گوشه جهان به بابل میرود در مقابل مردوک زانو میزند و دست او را در دست میگرد و به فرهنگ و باور یک ملت احترام میگزارد این در خالی است که او یک مزدیسنا است اما باور مندی به اخلاقیات او را از ظلم مبرا می دارد. به یهودیان محبتی میکند که در تاریخشان تنها موسی چنین لطفی بدانها کرده بود. اما در مقابل سامیان در تاریخ با ما ان کردند که همه بدان واقفید تنها لازم است تا منشور حقوق بشر کوروش را با نامه عمر به سعد ابن ابی وقاص پیرامون نابود کردن کتابخانه های ایران مقاسه بفرمایید.

ایرانی در تاریخ به هرجا میرود از خود ابادگری و فرهنگ سازی و اخلاقیات را بجای میگزارد اما سامی به هر جا که قدم میگزارد ویرانی ، توحش ، درنده خویی و فحشا را سوقات می دهد اری درد ناک است اما دردناک تر ان است که این توحش در قرن 21 هم متوقف نمیشود.

ایرانی برای غرق نشدن در عربیت اسلام با پالایش کردن بدان صورتی ایرانی میبخشد و شیعه را بوجود می اورد و رنگ و بوی زرتشتی بدان میدهد . در قلب ما در اعماق وجود ما ایرانیان صدایی است که فریاد میزند خدایا تو بخشنده مهربانی و سراسر مهر و محبتی، پاکی، روشن و نوری تو ظلم وظلمت نیستی تو انسان را برای شکنجه دادن نیافریدی تو خردمندی وبزرگترین نعمت یعنی خرد را به انسان دادی همه بدیها از اهریمن بد کنشت است. تو انسان را نیافریدی که بعد از مرگ در زیر درختان به چریدن گوشت حیوانات و شهوت رانی ابدی بپردازد بلکه این جهان را گهواره بالیدن انسان در راه خرد وراستی قرار دادی تا در ان جهان به راستی و خرد مطلق یعنی ذات تو بپیوندد. این ندای زرتشت است که ار اعماق وجود ما می اید فرهنگ مزدیسنا سلول سلول ما ایرانیها نهفته است.و این همانجایی است که راه ما وسامیان از هم جدا میشود با مطالعه در ریشه های یهود و فرزند خوانده اش اسلام عربی، سنی وهابی متوجه تفاوت های بنیادین ما و سامیان میشوید. حتی این جریان در مورد اشوریان وکلدانیها که از کلام مسیح پیامبر مهر بشدت صورتی عربی، سامی ساختند نیز میشود. برعکس این جریان را در مورد ارامنه میتوان شاهد بود زیرا انها بیشتر کلام مسیح را رنگ و بویی ایرانی، زرتشتی بخشیدند.

سامیان معتقدند که خدا دیگ اشی است که پر از خوبی وبدی ، پستی و پاکی، راستی ودروغ و... خدای سامیان موجودی است دو رنگ که با انسان رو راست نیست و مانند حاکمی جبار در یک نظام برده داری بر انسان حکومت میکند او گاهی بیش از حد در جزئیات زندگی انسان گرفتار میشود و برای حل و فصل دعوای دو زن یا تصاحب یک ظرف مسین یا یک شتر هم وساطت میکند گویی تمام این کائنات و نظام اشا بی هوده افریده شده اند و خدای سامیان شغل واسطه گری وداروقهگی پیشه کرده است گاهی این خدا شکلی فرعون گونه بخود میگیرد و قاسم جبار میشود و انچنان ظالم و دحشتناک میشود که انسان بکل از افرینش خود نا امید میشود!!!

تفکر سامی به خدا چارچوبی انسان گونه میبخشد و او را در چارچوب نظامهای ستمگر خود قرار داده و درگیر مشکلات روزمره خود میکند همان گونه که خود به گناه الوده است خدا را نیز موجودی دو بعدی چون خود میبیند که نصفش گناه ونصفش پاکیست!!! امشاسپندان صفات پاک اهورامزدا را صورتی انسانی میبخشد و حتی برای اهریمن مسکن بر پا میدارد و مسکن خود ساخته خویش را سنگ باران میکند!!! زندگی مینوی ان جهان را مجموعه ای از کمبود های مادی این جهان میپندارد و نداشته های مادی خود را در ان میبیند چون باغ و نهر و زنان باکره بسیار و...

نه این گونه نیست خداوند بشر را برای بردگی وبندگی نیافریده بارگاه پروردگار بزرگ ودانا مکانی برای برپا داشتن اهرام خئوپس یا هیدرین نیست انجا جایگاه کمال مینوی انسان است ، گروسمان است، خصایص پست دنیوی چون شهوت وعشرت را در ان راهی نیست انجا سر منشاء نور و حد نهایت کمال مطلق است.

اشو زرتشت میفرماید: خداوند جوهر راستی است، بدی را در او راه نیست این جهان اشای را پدید اورد تا مردمان موافق با راستی و درستی و کوشش وعدل در ان به بهترین شیوه زندگی کنند و نیازهای تن و جسم را فراهم نمایند و با دانش و بینش روان خود را بیارایند ( گاتها ، هات 31 بند 2 )

در جهان بینی ایرانی تقدیر جایی ندارد نذر و نیاز ، قربانی و خرافه گرایی مترود است زرتشت بر علیه همه انها قیام کرد  با کرپن ها و رهبران مذهبی که از شیره جان و زحمت مردم بی زحمت ارتضاق میکردند به مخالفت بر خواست پیامبر اریایی گفت زن و مرد خود خود با تکیه بر خرد واندیشه نیک باید راه زندگی خویش را برگزینید مگزارید اموزگاران بد زندگییتان را تباه سازند.

در مکتب مزدیسنا انسان بوسیله پروردگار کاملا" مختار افریده شده و این خود اوست که میبایست تلاش کوشش به زندگی دنیوی خویش سرو سامان ببخشد که اگر جز این بود تمام مردمان جهان به صوفی گری و عبا پوشی ودستار بندی روی می اوردند ! در مکتب مزدیسنا دستور بر کار و کوشش وتلاش است و گوشه نشینی و کاهلی و تنبلی و مفت خوری صفات زشت وناپسند است از این روست که ما همواره شاهدیم ردان دین زرتشتی از هیربدان ودستوران گرفته تا موبدان ومردم عادی مکلف هستند در کنار کار و کوشش وتحصیل معاش به تبلیغ دین بپردازند.

جاوید ایران زمین ، پاینده ایین بهی

 

فرید شولیزاده

© بهره برداری از نوشته های این تارنگار با یاد نام تارنگار و نویسنده ی آن روا می باشد